Accordion

Requiem for a Dream

Neither ever nor never goodbye

من دوباره به نوشتن و خوندن وبلاگ ها برگشتم ... جدیدا چند تا وبلاگ مورد علاقه پیدا کردم که هر وقت ستاره شون روشن میشه ذوق میکنم و وقتی میخونمشون با خودم میگم آدما چقد توی نوشتن استعداد دارن ! و هر سری ازین مسئله تعجب می‌کنم و همزمان به وجد میام... این روزها بعد از آخرین امتحان ها حالا نشسته ام و نمیدونم باید با زندگیم چیکار کنم ، ابرهای کوچیک و بزرگ بالای سرم حرکت میکنن ، فکر ها ، دل نگرانی‌ها، برنامه ها ... کلِ زندگیم-غیر از چند سالی- نمیدونم دارم چیکار میکنم ... تا آخر این هفته باید کتابی که دارم میخونم رو تموم کنم ، اتاقم رو تمیز کنم ... خیلی غم انگیزه که تو آنقدر دوری. کلمه ی جدیدی که از کتاب آخرم یاد گرفتم " تقبیح " هست به معنای سرزنش کردن ، نکوهش کردن یا زشت شمردن یک رفتار. ( باورم نمیشه توی رمانی که ترجمه است همچین کلمه ی قلمبه سلبمه ای دیدم.)

 

و بعد فکر‌ می‌کنم شاید هنری هنوز دارد می‌دود. شاید از میان سیاهی عبور کند و ببیند آن سوی سیاهی هم هیچ نیست.

"به امید دل بستم"

"لنکالی"      

 

پ.ن: تایتل پست از تیتراژ سریال دارک هست که خیلی دوست دارم این قسمتش رو...

۰
01 February 02:08 سهو Sahv

تهش که هیچی نیست؛ مسیره که جذابه...

کاش مسیر جذاب بود ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان